واسه برگشتنت، تو شومینه
پرِ سیمرغ داره میسوزه
بیتو دارم مدام میپوسم،
مثل یه مومیایی تو موزه
چنتا گوش بُریدهی ونگوگ،
توی این خونه گوش به زنگ تواَن
بس که هی خط زدم خودم رُ برات،
دلِ صدتا ترانه تنگِ تواَن
کِیف داره برای دیدن تو
پلهها رُ دوتا یکی رفتن
مزه میده دقیقهای که لبت
مثلِ یخ آب میشه تو لبِ من
با عکست گفتگو کردن
شبام اینجوری صُب میشن
ول کن حرف و حدیثِ این و اونو،
حال من بعدِ رفتنت زاره
از نگاهم سقوط معلومه،
از قیافهم شکست میباره
یادِ روزای خوبِ با تو بهخیر،
یادِ روزای بوسه و گیتار
تانگو با ویسکیِ صدای کوهن،
بعدِ هر عشقبازی یه سیگار
من همون دونه برفی بودم که
واسه گرمای گونه u200dهات میمُرد
من همون سنگریزه بودم که
نصفهشبها به پنجرهت میخورد
حالا این خونه بیتو متروکه،
شده آرامگاهِ مُردنِ من
بعضی همسایهها منو وقتِ
گریه تو قاب پنجره دیدن
شبام اینجوری صُب میشن
با عکست گفتگو کردن.
ما را در سایت kiss of moon دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 156